سبه بهانه ۷ آبان بزرگداشت کوروش کبیر، از نیاکان خود بیشتر بخوانیم.

کوروش بزرگ معروف به کوروش دوم، نخستین پادشاه و بنیان‌گذار دودمان هخامنشی است. شاه پارسی، به‌خاطر بخشندگی‌، بنیان گذاشتن حقوق بشر، پایه‌گذار نخستین امپراتوری چند ملیتی و بزرگ جهان، آزاد کردن برده‌ها و بندیان، احترام به دین‌ها و کیش‌های گوناگون، گسترش تمدن و غیره شناخته شده‌است.

کوروش در سال های ۵۵۹ ق.م-۵۲۹ ق.م. یعنی  (۳۰ سال) بر قدرت تکیه زده بود.

ایرانیان کوروش را پدر و یونانیان او را سرور و قانونگذار می‌نامیدند. یهودیان این پادشاه را به منزله مسح‌شده توسط پروردگار بشمار می‌آوردند، ضمن آنکه بابلیان او را مورد تأیید مردوک می‌دانستند. متن منشور کوروش بزرگ: اینک که به یاری مزدا ، تاج سلطنت ایران و بابل و کشورهای چهار گوشۀ دنیا را به سر گذاشته ام ، اعلام می کنمکه تا روزی که من زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد: دین و آیین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت که حکام و زیر دستان من ، دین و آئین و رسوم ملتهایی که من پادشاه آنها هستم یا ملتهای دیگر را مورد تحقیر قرار بدهند یا به آنها توهین نمایند .  من از امروز که تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی که زنده هستم و مزدا توفیق سلطنت را به من می دهد ،هر گز سلطنت خود را بر هیچ ملت تحمیل نخواهم کردو هر ملت آزاد است ، که مرا به سلطنت خود قبول کند یا ننمایدو هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم کرد .

من تا روزی که پادشاه ایران و بابل و کشورهای جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت ،کسی به دیگری ظلم کند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفتو به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم کرد .  من تا روزی که پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غیر منقول یا منقول دیگری را به زور یا به نحو دیگربدون پرداخت بهای آن و جلب رضایت صاحب مال ، تصرف نمایدمن تا روزی که زنده هستم ، نخواهم گذاشت که شخصی ، دیگری را به بیگاری بگیردو بدون پرداخت مزد ، وی را بکار وادارد . من امروز اعلام می کنم ، که هر کس آزاد است ، که هر دینی را که میل دارد ،بپرسدو در هر نقطه که میل دارد سکونت کند ،مشروط بر اینکه در آنجا حق کسی را غضب ننماید ، و هر شغلی را که میل دارد ، پیش بگیرد و مال خود را به هر نحو که مایل است ، به مصرف برساند ،مشروط به اینکه لطمه به حقوق دیگران نزند . من اعلام می کنم ، که هر کس مسئول اعمال خود می باشد و هیچ کس را نباید به مناسبت تقصیری که یکی از خویشاوندانش کرده ، مجازات کرد ،مجازات برادر گناهکار و برعکس به کلی ممنوع استو اگر یک فرد از خانواده یا طایفه ای مرتکب تقصیر میشود ، فقط مقصر باید مجازات گردد ، نه دیگرانمن تا روزی که به یاری مزدا ، سلطنت می کنم ، نخواهم گذاشت که مردان و زنان را بعنوان غلام و کنیز بفروشندو حکام و زیر دستان من ، مکلف هستند ، که در حوزه حکومت و ماموریت خود ، مانع از فروش و خرید مردان و زنان بعنوان غلام و کنیز بشوندو رسم بردگی باید به کلی از جهان برافتد . و از مزدا خواهانم ، که مرا در راه اجرای تعهداتی که نسبت به ملتهای ایران و بابل و ملتهای ممالک اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

ستیز من تنها با تاریکی است و برای رویارویی با آن شمشیر نمیکشم بلکه چراغ می افروزم. کوروش بزرگدستور دادم تا بدنم را بدون تابوت و مومیایی به خاک بسپارند تا بدنم اجزای خاک ایران را تشکیل بدهد.

کوروش بزرگهفتم آبان سال ١١٩٩ ایرانی برابر با ۵٣٩ پیش از زایش (میلاد) یا ٢۵۴٧ سال پیش در چنین روزی، کورش بزرگ پس از گشودن دروازه*ی شهر بابل، اندر آن شهر بزرگ و باشکوه و بسیار کهن شد. مردم بابل گمان می*کردند که اکنون با چپاول، کشتار و دست درازی به جان و دارایی و زنانشان روبرو خواهند شد و سپس فرمانرواییزورگو و ستم گر بر آنان شهریاری خواهد کرد ولی کورش بزرگ و سربازانش نه تنها چنین نکردند ونکه (بلکه) او فرمان آزادی و برابری داد. فرمانی که در سال ١٩٧١ زایشی (میلادی) از سوی سازمان پاترمان هم*پیمان (سازمان ملل متحد) همچون نخستین بیله*ی (منشور) آزادی مردم در جهان شناخته شد.

لقب کبیر ازکورش کبیر پرسیدند زندگی خود رابر چند اصول پایدار کرده ای که لقب کبیر را بتو داده اند،فرمود : ۱- دانستم کار مرا دیگری انجام نمی دهد، پس تلاش کردم. ۲. دانستم که خدا مرا می بیند، پس حیا کردم. ۳. دانستم رزق مرا دیگری نمی خورد، پس آرام شدم. ۴. دانستم پایان کارم مرگ است، پس مهیا شدم. کوروش دوم که به کوروش بزرگ، کوروش کبیر یا کوروش هخامنشی مشهور است، بنیان‌گذار و نخستین شاه شاهنشاهی هخامنشی بود که در بین سال‌های ۵۵۹ تا ۵۲۹ پیش از میلاد، بر نواحی گسترده‌ای از آسیا حکومت می‌کرد. کوروش خودش را «فرزند کمبوجیه، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ کوروش، شاه بزرگ انشان، نوادهٔ چیش‌پیش، شاه بزرگ انشان، از خانواده‌ای که همیشه پادشاه بوده‌است.» معرفی می‌کند. به گفتهٔ هرودوت، کوروش نسب شاهانه داشته‌است و به‌جز کتزیاس، دیگر نویسندگان یونانی، ماندانا دختر آستیاگ را مادر کوروش دانسته‌اند و گزارش داده‌اند که کوروش حاصل ازدواج کمبوجیه یکم و ماندانا بوده‌است. برخی از باستان‌شناسان امروزی این روایت را معتبر می‌دانند. اما برخی دیگر اعتقاد دارند رواج این روایت ریشه‌های سیاسی داشته‌است و هدفش این بوده که از بنیان‌گذار شاهنشاهی هخامنشی، مردی نیمه‌مادی بسازد تا مادها را با فرمانروایی پارس‌ها آشتی دهد و اصولاً رابطه‌ای بین ماندانا دختر آستیاگ و کوروش قائل نیستند و آن را افسانه می‌دانند.

کوروش ابتدا بر علیهٔ شاه ماد طغیان کرد و سپس به پایتخت حکومت ماد در هگمتانه یورش برد و با کمک‌هایی که از درون سپاه ماد به او شد، هگمتانه را فتح کرد. سپس کرزوس، شاه لیدیه را شکست داد و به‌سوی سارد لشکر کشید و پس از دو هفته، شهر سارد به اشغال نیروهای ایرانی درآمد. کوروش مسئولیت فتح دیگر شهرهای آسیای صغیر را به فرماندهانش واگذار کرد و خود به اکباتان بازگشت و به‌سوی «پارت»، «زرنگ»، «هرات»، «خوارزم»، «باختر»، «سغد»، «گندار»، «ثه‌تَ‌گوش» و «اَرَخواتیش» لشکر کشید. جزئیات این جنگ‌ها در تاریخ ثبت نشده‌است و اطلاع کمی دربارهٔ کیفیت این نبردها وجود دارد.

در بهار سال ۵۳۹ پیش از میلاد، کوروش آهنگ تسخیر بابل را کرد و وارد جنگ با بابل شد. به گواهی اسناد تاریخی و عقیدهٔ پژوهشگران، فتح بابل بدون جنگ بوده‌است و توسط یکی از فرماندهان کوروش به‌نام گئوبروه در شب جشن سال نو انجام شد. هفده روز پس از سقوط بابل، در روز ۲۹ اکتبر سال ۵۳۹ پیش از میلاد، خود کوروش وارد پایتخت شد. تصرف بابل نقطهٔ عطفی بود که باعث ایجاد تعادل بین قدرت‌های درگیر در آسیای غربی شد و زمینهٔ بازگشت یهودیان تبعیدی به میهن‌شان در اسرائیل را فراهم کرد. کوروش همچنین دستور داد که پرستش‌گاه اورشلیم را بازسازی کنند و ظروف و اشیای طلایی و نقره‌ای را که نبوکدنصر از اورشلیم ربوده بود، به یهودیان تحویل داد.

استوانهٔ کوروش پس از شکست دادن نبونید و تصرف بابل، نوشته شده و به منزلهٔ سند و شاهد تاریخی پرارزشی‌است. در سال ۱۹۷۱ میلادی، سازمان ملل متحد استوانهٔ کوروش را به همهٔ زبان‌های رسمی سازمان منتشر کرد و بدلی از این استوانه در مقر سازمان ملل در شهر نیویورک قرار داده شد.